آمار اراجیف...دلنوشت...
شدم 23...هر روز بدتر از دیروز...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 0:42  توسط خودم | 
عید!!امیدوارم  امسال دیگه بیشتر از این فاک نریم!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اسفند 1391ساعت 16:6  توسط خودم | 
گاهی اوقات توی هیاهوی روزمرگی آرزو میکنم کسی باشم که نیستم و کارایی رو بکنم که نمیتونم...

وقتی سر عقل میام چقدر اون افکار دور بنظر میرسن!!

++جدیدا مد شده هر کسی که فازش گهی میشه میره تو فاز حش و علف!!انگار آب نباته!! مواد مخدرم

خز کردن اسگلا!! از حالا اگه بریم آب نبات بخوریم سنگین تریم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 21:47  توسط خودم | 
تموم آدما عوضین حتی اگه خلافش ثابت بشه...

پ.ن :اینو به چشم دیدم که دارم میگم...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 23:4  توسط خودم | 
قطره هاي بارون وحشيانه خودشونو تو سرم ميکوبونن...دنبال پناهگاه دوروبرو ميگردم...آلاچيق با سقف قرمز...

سمتش حرکت ميکنم...رفتن پاهام توي چاله آب ...خيس شدن پاکت سيگار...رسيدن به آلاچيق...منت فندک واسه روشن شدن...روشن شدن سيگار خيس...يه پک عميق به سيگار...بيرون دادن دودو سرما...

تاريکي مطق يه پارک خالي...تاريکي مطلق يه زندگي خالي...تاريکي مطلق يه آدم خالي...


اشک مخلوط با قطره هاي بارون...خاموش کردن تنها روشنايي زير پاهام......صداي روشن شدن ماشين...دور شدن...غذاب وجدان از تنها شدن پارک...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1391ساعت 21:22  توسط خودم | 
تا یکیو میبینیم قضاوت کردنا شروع میشه...یه نگاه به ظاهر و همه چی تمومه...

تصمیممونو گرفتیم...دیگه مهم نیست طرف کیه و چی میگه...تو ذهن ما همه چی

تموم شده...اونیکه میگه اینطور نیست هم فقط به خودش دروغ میگه...

سهراب میگه چشمارو باید شست...

به نظرم چرت میگه...چشمارو باید بستو واسه یکبارم که شده باید فقط شنید...

امتحان کنین...بد نمیبینین...


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 22:49  توسط خودم | 
نمیدونم چرا بعضی ها تا میبینن یه نفر پیشرفت کرده زور میزنن موفقیتاشو رو به اسم

خودشون بزنن!! اگه خیلی ادعات میشه خودتو بکش بالا...


+ما بریم دعوا...


+از سر عصبانیت با هر کسی کل کل نکنین!!یهو میبینین طرف میزنه لهتون میکنه اون

وقت به گه خوردن میفتین!!!


+تموم نظرات خونده میشه ولی تایید نمیشه!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 18:41  توسط خودم | 
There Are a Moments In Your Life When Your Realize God Is Joking...He Is Up There Hell

    ... Maybe She Is Up There And Laughing Her Head Of...Either Way Your Fucked

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 21:24  توسط خودم | 
1.سن که بالا میره کم کم بی خیالی جاشو به ترس میده...ترس از آینده...تازه این واسه آدمای عادیه...

منی که اینطوری به همه چی ریدم دیگه جای خودش...


2.این روزا هر جا میری همه درباره گرونی و بی پولی و تورم صحبت میکنن...آخرشم میندازن تقصیر

مردم که چرا هیکدومشون جیزی نمیگنو ساکتن...من موندم اینا خودشون جزء چه دسته ای هستن که

مردم به حساب نمیان؟!


3.لا مصب همه گرونی ها به کنار من موندم  آقایون زرنگ دیگه چرا سیگارو گرون میکنن!!؟ دهنمون

آسفالت شد بسکه پول سیگار دادیم!! اینهمه ریدین  حداقل بزارین این چند نخ سیگارو با خیال راحت

بکشیم!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 0:25  توسط خودم | 
این روزا زندگیم توی سه تا کار خلاصه شده...خوابیدن،بیدار شدن،سیگار کشیدن!!!

از من ریدمونی تر خودمم...حس بدیه وقتی خودتم بدونی که هیچ پخی نیستی!!

پ.ن: این پرسپولیسم کلن هر چی آبرو و حیثیت داشتیم برده!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 2:58  توسط خودم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من هـیچـی نبـودمـو الـانم یه عوضـی شـدم
چون از خیلی سال پیش بودن یه مشت عوضی دورم
×××××××
تو مرامم این نبود شاد باشم دوست غمگین
این نبود، با اینکه اندازه کافی زندگیم شیرین نبود

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
آذر 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


ساخت کد موزيک آنلاين

وبلاگافکت نوار وضعیت